گره مشکلگشا
احتمالا همه دیدهاید یک شرکت تازه به تبلیغ ِ انبوه رسیدهی فرش، این شعار را در بزرگراهها پیش چشم مردم شهر گذاشته است:
47 سال است که با گره به گشایش خاطر شما دلخوشیم
با این جمله، دوکلمه گره و گشایش، دو دشمن قدیمی، ذاتی و به نظرابدی را یکجا نشانده. با موادی همجنس، مبتدایی مشترک اما با معانی و روحهایی دور
دشمنانی جانی با لباسی مشابه؛ یکی آبادگر یکی ویران کننده. یکی جانبخش، یکی قاتل
تاجر ِ ما به جرم خویش یعنی "گره زدن"، اعتراف کرده اما درکنارش "گشایش" گذاشته تا قلم عفو بر گناه خویش بکشد ومنت را هم بیفزاید که سالیانی رنج برده تا فقط "خاطر" مشتری گشوده شود
یک آسانی ِ سختینما. این هزار گره گرمابخش، گرهگشا. یُسر ِ بافته شده ازعُسر
هروقت این عبارت را میبینم، گیجی آرامبخشی به من دست میدهد. معمایی است که نمیتوانم صورتش را تصویر کنم اما هزار بار طعمش را چشیدهام
هرچند وجه پاچه-ی- مشتری خوارانه این شعار کمی آزاردهنده است
47 سال است که با گره به گشایش خاطر شما دلخوشیم
با این جمله، دوکلمه گره و گشایش، دو دشمن قدیمی، ذاتی و به نظرابدی را یکجا نشانده. با موادی همجنس، مبتدایی مشترک اما با معانی و روحهایی دور
دشمنانی جانی با لباسی مشابه؛ یکی آبادگر یکی ویران کننده. یکی جانبخش، یکی قاتل
تاجر ِ ما به جرم خویش یعنی "گره زدن"، اعتراف کرده اما درکنارش "گشایش" گذاشته تا قلم عفو بر گناه خویش بکشد ومنت را هم بیفزاید که سالیانی رنج برده تا فقط "خاطر" مشتری گشوده شود
یک آسانی ِ سختینما. این هزار گره گرمابخش، گرهگشا. یُسر ِ بافته شده ازعُسر
هروقت این عبارت را میبینم، گیجی آرامبخشی به من دست میدهد. معمایی است که نمیتوانم صورتش را تصویر کنم اما هزار بار طعمش را چشیدهام
هرچند وجه پاچه-ی- مشتری خوارانه این شعار کمی آزاردهنده است