نوزوز، دولت و سیاست

دولت در روزهای پایانی سال به زوال نزدیک می شود . ذهن مردم توجه رسمی و دولتی خود را کم می کند. به درون می رود. درون خود، خانه و خانواده و آنچه به این حریم مربوط است. کار در سازمان های دولتی به استثنای بانک ها پراکنده تر می شود . سامان نمی گیرد ، از مرکز می گریزد .حضور دولت یعنی قیمت میوه ،وضعیت هوا و راهها برای آنانکه مسافرند. دولت یعنی هشدارهای چند روز مانده به چهارشنبه سوری
رنگ سیاست مهتابی می شود. بازی های کلامی سیاستمدارا ن، روزنامه نگاران، نمایندگان مجلس و صاحبنظران خصوصی می شود تماشاچی ندارد. مانند آنکه رقابت دو شمشیر باز در سالنی چند هزار نفری را تنها داوران ،مربیان و چند تماشاگر حرفه ای به نظاره بنشینند
دولت در ریخت شهر در لباس ماموران راهنمایی و رانندگی خودنمایی می کند .هرچند خلوتی شهر آنها را به نمایندگانی تشریفاتی بدل می کند .این روزها علائم رانندگی کارکرد بیشتری پیدا می کنند .در غیر این وضعیت ، خودروها در حرکتی جمعی نقش تابلوها را پر می کنند . یعنی تصمیم های رانندگی نه از روی علائم که از روی رفتار باقی خودروها تعیین می شود . یعنی می ایستیم پیش از انکه چراغ قرمز را ببینیم چون تعدادی خودرو در صفی منظم بر سر یک تقاطع ایستاده اند . وارد این خیابان نمی شویم چون همه ماشین ها به سمت ما می آیند . پیش از اینکه تابلوی مربوط را ببینیم
دولت در شکل پوشش مردم نیز مرده است. پیش از نوروز قوانینی نوشته یا نا نوشته مردم را ملزم به پوشیدن لباسی خاص می کند. تیرگی رنگ غالب لباس بزرگسالان است. تفاوت رنگ ها در ساعتهای غیر اداری و روزهای تعطیل و محیط های غیر دولتی بارز است .لباس کارمندان، یونیفورم دانش اموزان و مخصوصا پوشش زنان مشخصه لباس شهر در ایام عادی است . نوروز آن را به هم می زند. رنگارنگی، تنوع و جابجا شدن مرزها و قید و بند هایی که در پوشش زنان دیده می شود
اما دولت در اولین لحظه های پس از سال تحویل یعنی خصوصی و خانوادگی ترین حریم فردی خود را به درون هر خانه پرتاب می کند . تلویزیونها روشن است . تلویزیون دولتی به مهمترین مرجع برای اطلاع از لحظه سال تحویل تبدیل می شود و نیاز و عادت به شنیدن برنامه ای تقریبا مشخص را جواب می گوید . شبیه برنامه نزدیک و بعد از افطار .همان حال ربنا را دارد . دولت با پیام ها و گفتاری رسمی می آید. مضامینی از نوروز بهار و سنت ایرانی به همراه طنینی شاعرانه در پیام های نوروزی مقام های رسمی شنیده می شود . اما حتما حضور دین پررنگ می شود و در متن این پیام ها گزارشی رسمی از انچه در سال گذشته رخ داده و برنامه سال اینده به همراه نامی نو برای سالی نو پیش بینی شده است . نامی که وظیفه ای عمومی را در سال نو مشخص می کند تلویزیون دولتی در ایام عید وقت بیشتری از مردم را می گیرد . لحن تفریحی ، نقش سرگرمی را در میان وظایف آن زیاد می کند. مگر آنکه تصادفی از نوع مذهبی – مانند محرم و ماه رمضان – و یا از نوع بدون انتظار (سیاسی یا طبیعی ) مانند – وقوع جنگ یا زلزله - این موازنه را دگرگون کند. نام های آشنای فیلمها ،کارگردان ها وهنرپیشه هایی که در اسکار پارسال یا پیرار سال جایزه اولین یا دومین را در رشته ای از رشته ها ربوده اند در روزهای نوروز بیشتر به گوش می خورد . دولت مردم را به مهمانی ای دعوت می کند که غذاهای ممنوعه ای را نیز در آن مجاز می کند.
در نوروز دولت زنده است اما به خود مرخصی استحقاقی داده است.
ارسال یک نظر