درجستجوی اریک


دیدار از استانبول تصویر قدیمی و کمی تیره مرا از ترکیه و ترک ها به سمت روشنی تغییر داد. البته ناگفته نماند که آن تیرگی بیشترش حاصل تلاش نویسنده ی ترک ، عزیز نسین بود که کنار کودکی من و در ِ گوشم تا
می توانست از ترکیه بد گفت و البته همه عمرم مدیون چشم نقادانه ی او و امثال او خواهم بود.
حالا آقای کن لوچ با فیلم در جستجوی اریک آمده تا کمی از تیرگی و تصلب و انجماد جامعه اش را در ذهنم کاهش دهد. به این کاری ندارم که تصویر او چقدر با معدل ذهنی بیرونی از این جامعه تطبیق دارد. این هم مهم نیست که تصویر قبلی من از کجا به وجود آمده و کدام عزیز نسین و همشهری ِ لوچ یا دولت های فخیمه، خالق آن بوده و حالا تاثیر این فیلم چقدر باقی خواهد ماند یا چه عامل ِنشانه ای دیگر می آید و این نو رسیده را به کنار می زند یا جراحی می کند یا رنگی رویش می پاشد.

آدمی که مثل یک نقاش قلم مویش را برمی دارد و توی رنگ های لطیفی مانند طیف بنفش ، آبی ،سبز ، سفید می زند و با قدرت زشتی ها ، افسردگی ها ، تنهایی ها ، فلاکت های اقتصادی ،خانوادگی دور و برش را بر روی بوم سینما می کشد.با رنگ های روشن جغد و کلاغ کشیدن سخت است.

ارسال یک نظر