میرحسین ، نه آنکه ما می خواهیم

فیلم مستند میرحسین موسوی تا بیست دقیقه اول ریتم تداشت. اما نزدیکترین نمایی بود که از او به نمایش در می آمد. انگار نامزد انتخابات و نخست وزیر یک دوره جنجالی و پرموج نبود. نشسته بود و با خنده ای که کمتر دیده می شود, سر صبر حرف می زد . خاطره می گفت . از قدیم ها. انگار نه انگار که این روزها یکی از داغترین بهار های این چند ساله است.
از روزهای اول همه جوش می زدند که لباس به روز بپوشد , ریشش را کمی اصلاح کند , پله ها را دو تا یکی کند , حرص می خوردند , اعتراض می کردند که چرا دست هایش را خیلی بالا نمی برد وقتی سالن و یا تالار در حال انفجار است , بعدا که دست هایش را بالا برد گفتند چرا خطی سخن می گوید , در کلام موج نمی اندازد , بعد همه یاد خاتمی می افتادند که چقدر ذاتا جذبه دارد. خودم می گفتم معماری مهندس موسوی آجر را در کنار سرخ زیبایی نشانده و با سردی بتن ترکیب کرده , نقاشی هایش از رنگ های زنده پر است سرخ چون انار, هرچند از نقاشی هایش سر در نمی آورم , اما این صورت رنگی , زنده و هنرمند در کجای ظاهر این شخصیت پنهان شده . چرا این معمار و نقاش از درون و خلوت او به نمایش در نمی آید, ظاهر نمی شود و بلند داد نمی زند که بگوید این منم .
لابد همه می ترسیدند که حالا بعد از این همه ماجرا بعد از چهار سال افسردگی به اضافه آن هشت سال خون دل خوری و برای بعضی دورتر چند سال نفرت , بعد از این همه کش و قوس هایی که معلوم نشد چرا او امد و این نیامد و باز امد و آن یکی رفت , نکند بی طالب بماند و نسلی که او و هاشمی و خاتمی را ندیده نپسندش و به کناربنشیند و باز افسردگی و ناامیدی بماند.
می خواستیم او بزک شود به لباس به گریم به تی شرت, به سخنوری, به نمایش به هرچه که امروزی است . به وعده های مشخص به کلمه های زیبا . اما همان روزها یکی جرات کرد که بگوید بابا اگر او لباس غیر خودش را به تن کند چیزی خنده دار و مضحک دیده می شود که هم راه رفتن خودش را فراموش کرده هم دیگری را تقلید نکرده. یکی گفت برای بزرگداشت فردوسی یا سعدی متنی را کارشناسان و ادیبان نوشته اند. دیده گفته مگر من سعدی شناسم که این متن علمی را بخوانم.
در این مستند هم او خودش بود نه یک نامزد آراسته شده , پیراسته شده , بزک کرده. کمی افتاده بود کمی خمیده , کمی آرام که برای یک نامزد و فعال سیاسی خوب نیست اما خودش بود .
هر چند بعضی تکه های سخنرانی ها و حرفها و نماهنگ های قبلی را انتخاباتی تر می دانم. با آن تکه ها بود که زمین و زمان را این جوانها به هم می دوختند , سقف سالن و ورزشگاه را نزدیک بود پایین بیاورند. به موسوی امان نمی دادند نصف جمله را نگفته می فهمیدند به کردان و ورق پاره اش اشاره می کند , به سفر های استانی به آبرو ریزی جهانی.آن فیلم ها به هیجان می آورد . شعاری تر بود انتخاباتی تر, تبلیغاتی تر. اما اینجا خودش بود. هرچه که هست. نه هرچه من می خواهم نه هرچه باید باشد. نه در اوج, در اقتدار, در وعده , در جنبش در حرکت, هر چه بود خودش بود .
همه از مبارزات پیش از انقلاب و رفتن و زندان و شکنجه می گویند با آلبومی از اسناد ساواک ,خاطرات آزادیخواهانه. من نمی دانم این زندان شاه مگر چقدر سلول داشته. اما او زندگی سیاسی اش را از از سال 57 شروع کرد و گفت من امام را اولین بار روز دوازدهم بهمن در میدان انقلاب دیدم .
نمی دانم چرا خاتمی در فیلمش نبود که جانانه بلیغ ترین حرفهای خود را در تاریخ سخنرانی هایش به اصلاح طلبی و توصیه قوی برای رای دادن به او اختصاص داد. رهنورد هم خیلی فعال نبود که از اول به اصرار آمد و به زور در کنار میرحسین نشست اما به برگ برنده او تبدیل شد. خیلی سخنی از دموکراسی و آزادی و این حرفها هم نبود, که باید می بود. مخاطبش بیشتر مردم عادی دانشجویان, معلمان, جوانان, همه مشکل داران و حاجتمندان و ملتمسین دعا برای رهایی از فقر, ناامنی و اعتیاد بودند. مخاطبش جبهه رفته ها , نسل جنگ و طرفداران امام بود و همه آنها که از موجود به تنگ آمده بودند
فیلمی عالی و فنی نبود.اما همین موسوی بود که هست, خیلی نزدیکتر , کمی خندان تر , امیدوار و رای گرفتنی , انتخاب شدنی و برای من به دلیل همین سادگی, بسادگی دوست داشتنی .
پ،ن: خبر نداشتم که فیلم دیگری هم در کار است , که در آن خاتمی هست و رهنورد . از برنامه ها هم گفته می شود . هرچند یک طرفدارش الان می گفت . خاتمی نباشد بهتر است .
برایم جالب است که هم در مورد "با دوربین " هم در مورد "مستند" چقدر تفاوت آرا و نظر و برداشت هست. چه مال احمدی نژاد و چه موسوی. این خودش موضوعی برای بحث است . باید دید چه رابطه ای هست میان آنها که مخالفند و انها که موافقند. منظورم در میان طرفداران یک نامزد انتخاباتی است .

5 نظرات:

خوابگرد گفت...

سلام
تحلیل منطقی و درستی ست، و در عین حال اثرگذار و زیبا.
فقط یک ویرگول یا نقطه‌ویرگول در تیتر جا افتاده که اگر بگذاری‌اش، درست می‌شود:
«میرحسین؛ نه آن که ما می‌خواهیم»

نشانه گفت...

ممنون .دیشب هم اقای جامی گفته بودند.منتهی خستگی و تا صبح بیداری اجازه اصلاح نداد. راستی خوبید شما ؟

ناشناس گفت...

در واقع او انتخاب خیلی خوبی نیست، ولی می تواند سدی بر جریان ویرانی ها باشد.

خوشه چین گفت...

سلام؛
تحلیل جالبی بود، ممنون.
امیدوارم آقای موسوی در سایر برنامه های تبلیغاتیشان از جزئیات و برنامه های خود برای اصلاح وضع موجود هم سخن بگویند، چرا که همه از کلی گویی ایشان نگرانند که مبادا برنامه دقیقی نداشته باشند.

خوشه چین گفت...

سلام؛
تحلیل جالبی بود، ممنون.
امیدوارم آقای موسوی در سایر برنامه های تبلیغاتیشان از جزئیات و برنامه های خود برای اصلاح وضع موجود هم سخن بگویند، چرا که همه از کلی گویی ایشان نگرانند که مبادا برنامه دقیقی نداشته باشند.