ناسازه یک حاجی - رییس جمهور

به نظر می‌رسد همه چیز سرجای خود است. دو صندلی رسمی که همتراز نشسته‌اند. دیوار و پرده‌ای سرد. پرچمی در میان - هرچند چروکیده - و بالاخره گل‌هایی هلندی و شاداب به رنگی که ملایمت، شیرینی، ظرافت و زنانگی و خوب بودن یا بیگناهی را در قاب این عکس منتشر می کند
بر صندلی نشسته ی راست، لباسی ساده و قومی پوشیده اما نشان‌هایی مثل آن نوار پهن دوخته شده از جنس طلا و نرمی تا و لای چفیه و عبا، قیمتی سنگین بر آن می گذارد. گویی چیزی را توضیح می دهد در حالی که از پشتی صندلی کمی فاصله گرفته و به طرف مخاطب خود خم شده . تن و نگاهش عمودی است و مودب یعنی که اعلام می کند که این همترازی نمادین است. دست‌های زنانه اش بار اشرافیت و رسمیت سنگینی دارد. در توضیح عکس آمده که او متولی کعبه است ریاستی دینی بر امور یک ساختمان بشدت قدسی. او حکم خود را از دست قدرتی سیاسی دریافت کرده است بی آنکه آن قدسیت از بدن و نگاهش و تالاری که آن را میزبان است، ساطع شود
او در ترکیب لقب خود و آن ساختمان قدسی با لباس، بدن و فضایی که آن را ترتیب داده ناتوان است
برصندلی نشسته ی چپ اما لباسی معمول ندارد. لباسش احرام است. سفید نادوخته و دو تکه بر تن مقامی بلند پایه و سیاسی. از سرزمینی نزدیک با نشانی مشابه در پرچم. کمی اندوه و اضطراب بر چهره دارد. لباس نادوخته به همراه همه آن الزامات سنگین بیست و چهارگانه، به او ناامنی داده است. به نظر او قادر به اجتماع همزمان یک حاجی و یک رییس جمهور در بدن خود نیست
احتمالااین حاجی – رییس جمهور، پیش از شروع اعمال عمره مفرده و یا بعد از آن از یکی از ایوان‌های مسجد الحرام، به دفتر و تالاری رسمی، مخصوص پذیرایی از مهمانانی بلند پایه وارد شده و درون این صندلی جا گرفته
این احرام پوشیده و مترجم هم لباسش، قطعه ای جدا و برشی محسوس به این صحنه معمول رسمی، تشریفاتی وکلیشه ای داده و آن را از یکپارچگی انداخته‌اند. تضادی ناچسب و غریب
عنصری است ساده، برهنه و بدوی در میان تجملی سرد، بیگانه و شهری
فراری است از قراری اولیه
گریزی از نظامی یکپارچه و مشخص به همسایه مقابل
میزبان این تصویر وصله‌دار(یک طرف راست، یک طرف چپ) در واقع تالاری جهانی است

5 نظرات:

شاه رخ گفت...

توصیفی که از تصاویر میکنی فوق العاده س

ناشناس گفت...

سلام. در مورد اینکه نوشته بودید حکم خود را از دست قدرتی سیاسی دریافت کرده است فکر کنم اشتباه است. تا انجا که من می دانم زمان فتح مکه توسط پیامبر اسلام، کلید دار مکه فرار می کند و طبق فرمان خداوند کلید را به همان کلید دار می دهند. میگویند از زمان پیامبر کلید کعبه در خانواده همین شخص مانده و فرزندان او این کار را انجام می دهند.

چ اپ ا ر گفت...

سلام
چرا تحلیل دلالتهای نشانه ای را از بافت آن اتاق سرد فراتر نمی برید و آن تالار جهانی را برجسته تر نمی کنید؟

راستی در سطر سوم مطلبی که از من آورده اید یک عادل اضافی هست.

نشانه گفت...
این پیام توسط نویسنده حذف شده است.
نشانه گفت...

شاید دلیلش این باشد که در ابتدا تالار را ندیدم. یعنی همان چیزی اهمیت اولیه داشت که در تیتر آوردم. در انتها بود متوجه شدم که هم هر دو طرف ناسازند و هم تالار میزبان این دو است. خستگی ناشی از شرح این ناسازگی هم نگذاشت ادامه دهم.علاوه بر این به تالارپرداختن هم به انتزاع و هم به کلی بافتن نیاز دارد که فعلا از حوصله و جسارت من بیرون است .مربوط به یک سن و سال دیگری است.آن عادل اضافی را هم حذف کردم ممنون